چرا اینقدر احساساتی هستم؟ 7 دلیل احتمالی احساساتی بودن بیش از حد

احساس طیف گسترده ای از احساسات بخشی طبیعی از تجربه انسان است. احساساتی بودن شرم آور نیست ، به خصوص وقتی شرایط زندگی احساسات قدرتمندی را تحریک می کند. هنگامی که احساسات فرد در روابط وی تداخل می کند یا احساس طاقت فرسایی می کند ، ممکن است نگران باشند که بیش از حد احساسی هستند. اینکه فرد چقدر احساساتی است یک قضاوت ذهنی است. هیچ واکنش عاطفی درست یا غلطی در برابر عوامل محرک وجود ندارد.
گفته می شود ، وقتی احساسات از کنترل خارج می شوند ، ممکن است نشانه یک مشکل اساسی باشد. به مطالعه این مقاله ادامه دهید تا با هشت دلیل احتمالی افزایش احساسات ، از جمله عوامل روانی و جسمی بیشتر آشنا شوید.

چرا اینقدر احساساتی هستم

دلایل احساساتی بودن بیش از حد

شرایط جسمی و روحی متعددی باعث می شود فرد احساساتی اضافی داشته باشد. این موارد از استرس تا تغییرات هورمونی متغیر است.

1. تروما و اختلال استرس پس از سانحه

افرادی که سابقه تروما دارند یا در حال حاضر با تروما روبرو هستند ممکن است واکنشهای عاطفی داشته باشند که متناسب با شرایط به نظر نرسد. به عنوان مثال ، یک بازمانده تجاوز جنسی ممکن است هنگام دیدن شخصی که به نظر می رسد مانند تجاوزگر یا خشم شدید وی در پاسخ به اخبار مربوط به تجاوز جنسی ، وحشت داشته باشد. مرکز ملی PTSD تأکید می کند که عصبانیت یک اثر متداول ضربه است. در واقع ، پس از جنگ های عراق و افغانستان ، برخی از سربازان برگشته، شرکای خود یا سایر اعضای خانواده را به قتل رساندند. اگرچه این تعداد بسیار کمی از سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را نشان می داد ، اما این نشان می دهد که ضربه جنگ ممکن است منجر به خشم و خشونت بیش از حد شود.

2. مسائل بهداشت روان

شرایط بهداشت روانی متعددی می تواند بر احساسات فرد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال افسردگی ممکن است باعث احساس غم و اندوه و عصبانیت در فرد شود. علائم خاص ممکن است بسته به محیط و معاشرت فرد متفاوت باشد. برخی تحقیقات نشان می دهد که مردان ممکن است هنگام افسردگی بیشتر از غم و اندوه، ابراز خشم کنند. اختلال دو قطبی ممکن است باعث جابجایی بین احساس افسردگی شدید و احساس شادی شدید شود ، در حالی که اختلالات اضطرابی باعث ترس یا واکنش بیشتر فرد می شود.

3. شیفت های هورمونی

هورمون ها پیام رسان های شیمیایی بدن هستند. به همین ترتیب ، تغییرات در هورمون ها – به ویژه تغییرات چشمگیر و ناگهانی – ممکن است بر احساسات فرد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال یک مطالعه در سال 2016 که شامل افراد مبتلا به کم کاری تیروئید بود ، نشان داد که 60٪ افسردگی را تجربه می کنند. غده تیروئید هورمون تیروئید را آزاد می کند ، اما همچنین می تواند به طور غیر مستقیم هورمون های دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. بارداری ، یائسگی ، بلوغ ، تستوسترون کم یا زیاد ، استفاده از استروئیدها و سایر عوامل و شرایطی که باعث تغییر هورمون می شوند نیز ممکن است احساسات را تحت تأثیر قرار دهند.

4. معاشرت و هنجارهای فرهنگی

هنجارهای فرهنگی به تعیین سطح طبیعی احساسات کمک می کنند. معاشرت یک فرد با این هنجار ممکن است بر نحوه قضاوت درباره احساسات خود و همچنین احساسات دیگران تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، بیشتر تحقیقات نشان می دهد که فرزندان پسر و دختر از لحاظ عاطفی متفاوت هستند. این نشان می دهد که به پسران آموخته شده و مجاز به ابراز خشم بیشتری هستند ، در حالی که دختران به ابراز احساسات بیشتر ترغیب می شوند. این موضوع به شما در توضیح اینکه چرا مردان احتمالاً عصبانیت بیشتری نشان می دهند و کمتر عصبانیت را به عنوان یک احساس نگاه می کنند ، کمک کند.

جنسیت و سایر عوامل اجتماعی نیز ممکن است بر تفسیر فرد از احساسات تأثیر بگذارد. کلیشه سازی جنسیتی از نوزادی آغاز می شود. یک مطالعه در سال 2016 نشان می دهد که مراقبان بزرگسال به احتمال زیاد گریه نوزادان دختر را با شدت بیشتری مشاهده می کنند ، حتی اگر تفاوت واقعی در گریه بین نوزادان دختر و پسر وجود ندارد.

5. مسائل مربوط به سلامت جسمی

مسائل مربوط به سلامت جسمی می تواند از چند طریق بر خلق و خوی تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، مشکلات سلامتی جسمی ممکن است عملکرد روزمره فرد را دشوارتر و چالش برانگیز کند ، انرژی فرد را تخلیه کرده و باعث بدخلقی شود. افراد دارای درد ، به ویژه افرادی که دارای درد مزمن هستند ، ممکن است دچار تغییر روحیه یا احساسات منفی غیرمعمول شوند.

مشکلات سلامتی جسمی نیز ممکن است با تغییر نحوه پردازش اطلاعات مغز یا تغییر هورمون ها ، مستقیماً بر خلق و خو تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، افراد مبتلا به نوعی دمانس به نام زوال عقل پیش از دیگران دچار تغییرات شدید خلقی می شوند. آنها حملات پرخاشگری یا احساسات شدیدی را تجربه می کنند که منجر به رفتارهای نامناسب شود.

6. نیازهای جسمی برآورده نشده

ذهن و بدن موجودات جداگانه نیستند. این بدان معنی است که تغییرات در وضعیت جسمی فرد ممکن است بر احساسات وی تأثیر بگذارد ، به ویژه هنگامی که انرژی کمتری برای کنترل استرس یا فشار فیزیکی سنگین دارند. تغییر در قند خون که می تواند در هنگام گرسنگی ، خوردن مقدار زیادی قند یا دیابت کنترل نشده ایجاد شود، باعث تغییر روحیه می شود.در چنین شرایطی فرد بیش از حد احساساتی می شود یا درک نمی کند که چرا ناگهان احساسات شدیدی دارد.

بسیاری از افراد هنگام خستگی بیش از حد احساساتی می شوند. با این حال ، توجه به این نکته ضروری است که برخی از شرایط پزشکی ، از جمله افسردگی می تواند احساس خستگی و بدخلقی در فرد ایجاد کند. بنابراین ، افرادی که حتی وقتی خواب کافی دارند احساس خستگی مزمن می کنند باید با پزشک تماس بگیرند.

7. استرس

افرادی که استرس را تجربه می کنند ممکن است تغییر حالت بیشتری داشته باشند یا بیشتر از حد معمول احساساتی به نظر برسند. دلایل مختلفی برای این وجود دارد:

  • مقابله با استرس می تواند مهارت های مقابله ای فرد را ضعیف کند.
  • افرادی که تحت استرس هستند ممکن است از نیازهای جسمی خود غافل شوند و در نتیجه احساس خستگی یا گرسنگی کنند.
  • احساس خستگی بیش از حد می تواند مقابله حتی با عوامل استرس زای جزئی ، مانند قطع شدن مکالمه توسط کودک یا تماس تلفنی از سوی همسر را دشوارتر کند.

این کارها یک واکنش طبیعی و متداول در برابر استرس است و به این معنی نیست که مشکلی برای فرد پیش آمده است. با این حال ، این واکنش می تواند با ایجاد درگیری با عزیزان و سایر چالش ها ، استرس را افزایش دهد. بنابراین ، یافتن راهی برای کنترل استرس ممکن است از بدتر شدن آن جلوگیری کند.

 احساساتی بودن بیش از حد

عوارض و چالش های احتمالی بیش از حد احساسی بودن

هنگامی که فرد احساس کند قادر به مدیریت احساسات خود نیست ، ممکن است به گونه ای واکنش نشان دهد که بر روابط ، شغل یا تحصیلات آن ها تأثیر بگذارد. علاوه بر این، بیش از حد احساسی بودن می تواند طاقت فرسا و ناخوشایند باشد. برخی از افراد به دلیل عصبانیت شدید یا اضطراب ممکن است بر احساسات خود کنترل نداشته باشند. برخی از علائمی که ممکن است فرد به دلیل احساسات زیاد مشاهده کند عبارتند از:

  • مشکل خوابیدن
  • درگیری با عزیزان
  • نداشتن انگیزه
  • افزایش درد
  • مشكل در انجام مراقبت از خود

درمان هایی برای مدیریت احساسات شدید

درمان مناسب برای کنترل احساسات شدید به احساسات و علت آن بستگی دارد. برخی از گزینه های درمانی عبارتند از:

  • مراقبت های جسمی بهتر ، مانند ورزش ، خوردن وعده های غذایی منظم و خواب کافی
  • درمان شرایط سلامتی جسمی
  • درمان شرایط روانی با داروها یا روان درمانی
  • ایجاد یک استراتژی برای مدیریت منبع احساسات
  • حمایت اجتماعی بهتر ، از جمله تأیید اینکه احساسات شدید یک واکنش متداول و طبیعی در برابر استرس و ضربه است
  • تغییر شکل برخی از احساسات به عنوان عادی و نه غیر عادی
  • استراتژی های مراقبت از خود ، مانند تنفس عمیق و مراقبه

چه موقع با یک پزشک تماس بگیرید

در موارد زیر باید به پرشک مراجعه نمایید:

  • احساسات به قدری شدید هستند که دیگران را آزار می دهند و به آن ها آسیب می زند
  • نگران این باشید که ممکن است این احساسات به علت مشکلات جسمی باشند
  • علائم بیماری روانی دارند
  • توجه داشته باشید که مراقبت از خود و استراتژی های مدیریت در خانه موثر نیستند
  • توجه کنید که روحیه یا شخصیت آنها به طور ناگهانی تغییر می کند
  • در فکر آسیب رساندن به خود هستند

پیشگیری از خودکشی

اگر شخصی را می شناسید که بلافاصله در معرض آسیب به خود ، خودکشی یا صدمه زدن به شخص دیگری قرار دارد:

  • بدون قضاوت به حرف فرد گوش دهید.
  • برای برقراری ارتباط با یک مشاور بحران آموزش دیده با شماره 115 تماس بگیرید
  • تا رسیدن کمک های حرفه ای در کنار فرد باشید.
  • سعی کنید هرگونه سلاح ، دارو یا سایر اشیا مضر را از بین ببرید.

خلاصه

احساسات ، حتی شدید ، امری عادی و طبیعی هستند. تا زمانی که کیفیت زندگی فرد را تضعیف نکند و باعث آسیب به خود یا دیگران نشود ، هیچ دلیلی برای نگرانی در مورد احساسات شدید گاه به گاه وجود ندارد. همانطور که گفته شد ، مسائل عاطفی طولانی مدت می توانند نشان دهنده یک بیماری اساسی باشند. اگر شخصی این مورد را تجربه کرد ، باید به دنبال مشاوره پزشکی حرفه ای باشد.

Stethoscope

معرفی پزشکان و کلینیک ها

دیدگاه کاربران

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *